دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

دینا جونم

ما برگشتیم

دینا جووونم ما امسال عید مسافرت نرفتیم.البته ٢ روز مونده به عید بابا پیشنهادشو داد ولی من قبول نکردم و قرار شد بعد عید بریم.روز یکشنبه ١٨ فروردین حرکت کردیم به سمت شمال.هم هوا خوب بود هم جاده ها خلوت بودن.٢ شب موندیم رشت و بعدشم حرکت کردیم به سمت نوشهر.به تو که خییلی خوش گذشت خدا رو شکر اصلا اذیتم نکردی برگشتنی هم یه سر رفتیم کرج خونه خاله سیما(خاله بابایی) و تهران خونه دایی رضا (دایی بابایی). کلی عکس ازت گرفتم که سعی میکنم به ترتیب بذارمشون........... امامزاده قاسم نزدیک آستارا بندر انزلی.......     بام سبز لاهیجان ...... ...
27 فروردين 1392

دینا جونم بالاخره راه افتاد

دیروز ١٢ فروردین ٩٢ دینا در ١٦ ماه و ٢٧ روزگی اولین قدمشرو برداشت.بابایی بیشتر از من ذوق کرده بود البته خودشم وقتی میدید ما داریم میخندیم ذوق زده میشدو تند تند راه میرفت. امروز هم که سیزده بدر بود با مامانجون اینا رفتیم طبیعت و توام کلی بازی کردی..... ...
13 فروردين 1392

اولین پست سال 92

با نام و یاد خدا اولین پست سال ٩٢ رو شروع میکنیم. دینا جونم امروز بالاخره فرصت پیدا کردم که بیام و عیدرو از طریق وبلاگت به همه دوستای مهربونمون تبریک و شادباش بگم. امسال هم مثل پارسال سفره هفت سینمون با وجود گلی مثل تو رنگ و بوی دیگه ای داشت. از عید دیدنی لذت میبردی و همش دوست داشتی بریم مهمونی.یا اینکه مهمون بیاد خونمون. آخرای سال چون سرم خیییلی شلوغ بود نشد سفره هفت سین مفصلی بچینم واسه همینم یه هفت سین کوچیک چیده بودم. خوب بریم سراغ عکسای گل دخترم...... خونه آنا جون....... دینا و عمو آرش..... ...
6 فروردين 1392

16 ماهگی عسلم

دینا جونم تا چشم به هم زدیم 16 ماه گذشت.الان دیگه واسه خودت خانمی شدی و خیلی چیزارو میفهمی.هر کاری انجام میدیم زود تقلید میکنی و تقریبا خیلی از کلمه هارو هم میتونی تکرار کنی. فقط نمیدونم چرا دوست نداری راه بری. من که عاشق این مدل نماز خوندنتم...... چند روز پیش داشتم بالای کمدو تمیز میکردم که یهو خانمی هوس کردن بشینن اونجا....... اینجا هم داری واسه خاله مریم (دوست مامانی ) ادا در میاری.... دیگه تاب تاب عباسی رو کامل میتونی بگی.... تا میخوام ازت عکس بگیرم اینجوری ژست میگیری.... عروسکم یه عالمه دو...
16 اسفند 1391

عزیز دل عمه خوش اومدی

بالاخره پسر دایی دینا هم به دنیا اومد و هممونو خوشحال کرد.دیروز چهارشنبه ( 9 اسفند ) امیر علی خان با وزن 3400 گرم به دنیا اومد.امیر علی دومین نوه بابا جون ایناست. دینا جونم صاحب یه پسر دایی خوشگل شده.البته هنوز ندیدتش. اینم از عکسش....... ...
10 اسفند 1391

15 ماه با تو

دینا جونم چند روزی میشه که  ماهه شدی و من وقت نکردم بیام و  ماهگیتو تبریک بگم.بس که شیطون شدی و همه وقتمو گرفتی. الان سه چهار روزی میشه که خیییلی بیقراری میکنی احساس میکنم داری دندون در میاری البته یه هفته پیش دندون نهمت دراومد.بالا سمت چپ.ولی فکر کنم تا چند روز دیگه سه تا دندونت با هم در بیان. خانمی هنوز راه نمیری و فعلا ترجیح میدی چهار دست و پا بری تنبلی نکن دیگه ماشالا واسه خودت خانمی شدی. تقریبا خیلی از کلمه هارو میتونی بگی.٢٢ تا از فلش کارتاتو یاد گرفتی خیلی هم دوسشون داری هر جا میریم اونا رو هم باید ببریم.چند روز پیش رفته بودیم مهمونی و طبق معمول فلش کارتاتم برده بودیم یکی یکی بر می...
20 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد